قالب وبلاگ


فکاهی و جوک های روز
پدر از پسر پرسید من را دوست داری یامادرت را پسر گفت:دختر همسایه را 

یک وردکی داخل یک دوکان می شود و به فروشنده می گوید برادر قیمت این تلویزیون چند است دوکاندار میپر سد برادر وردکی هستی؟ وردکی قهر می شود و از دوکان بیرون میرود و با لباس شیک و پاک بر میگردد و باز میپرسید برادر این تلویزیون قیمتش چند است؟ دوکاندار باز میپرسد برادر از وردک هستی؟ وردکی باز قهر می شود که باز شناخت می رودو مدت سه سال اروپا می رود تا تغیر لباس طرز گفتار و همه و همه اش دهد .وقت بعداز سه سال می اید و میپرسد باز همان دوکاندار می گوید که وردکی هستی؟ وردکی این بار از حد بیشتر قهر می شود و میپرسد که شما از کجا مرا شناختید ؟ دوکاندار می گوید برادر این را که شما می گویید تلویزین این تلویزیون نیست ماشین کالا شویی است.

[ 88/06/08 ] [ 11:8 قبل از ظهر ] [ خنده خنده خنده ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About

جدیدترین و جالب ترین فکاهی ها را میتوانید از این وبلاگ بدست بیاورید
این وبلاگ در صدد توهین و یا تحقیر افراد تحت هیچ عنوانی نیست، فکاهه های ارسالی شما به نام خودتان نشر خواهد شد لطفآ فکاهه های تان را به نشانی نامهء برقی زیر ارسال دارید:
eac_nsdp2010@yahoo.com

Custom

   آی پی رایانه شما :

Online User

statistics

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


 

.